محمد جعفر بن محمد حسين نائينى
مقدمه 10
جامع جعفرى ( فارسى )
مثلا مطالبى كه دربارهء طغيان فتحعلى خان زرندى ( ص 483 ) و شاهرخ طغراجه ( ص 417 ببعد ) درين اثر مىبينيم در كتب تاريخ كرمان بسطى بدينحد ندارد . دوستم دكتر محمد ابراهيم باستانى پاريزى كه تواريخ كرمان را ورقورق خوانده است و تسلطى منحصر به خود درين زمينه دارد گفت كه از اطلاعات مفصلى كه درين كتاب راجع به حكومت خوانين يزد در كرمان مندرج است تقريبا بىخبر بوده است . حدسى هم مقرون به صحت زد كه چرا احمد خان وزيرى مؤلف تاريخ كرمان موسوم به « سالاريه » اخبار خوانين را در كتاب خود درج نكرده بوده است . از مطالب جامع جعفرى برمىآيد كه چند تن از فرزندان محمد تقى خان ( خان بزرگ يزد ) مدتى دراز بر كرمان حكومت يا نيابت داشتهاند و كرمانيها ازين قضيه ياد و دل خوشى ندارند . از همين دست است مطالبى كه جسته گريخته دربارهء حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه و ابراهيم خان ظهير الدوله عايد مىشود . اين اثر داراى فوايد لغوى ، مدنى و تاريخى ديگرى نيز هست كه پس ازين مورد بحث قرار مىگيرد . بارى ، اين كتاب ارجمند يكى از تواريخ اساسى مربوط به عصر زند و قاجارست و مىبايست چاپ مىشد . خوشبختانه اينك به عنايت انجمن آثار ملى در دسترس محققان قرار مىگيرد . حصول اين خدمت ممكن نمىشد ، اگر جناب آقاى محمد صادق رحيمى از احفاد بزرگوار
--> بقيه از صفحهء قبل باقى بود زيرا عبد الرحيم خان ( فرزند محمد تقى خان ) به آقا محمد خان قاجار كمك نميكرد ، علت اينكه عبد الرحيم خان نسبت به زنديه نظرى مطلوب داشت اين بود كه داماد ميرويس زند شده بود و كارش به آنجا رسيد كه چون براى سلام به تهران فراخوانده شد او را در همانجا نگاه داشتند و برادرش زين العابدين خان را بحكومت يزد نصب كردند . عاقبت هم محمد ولى ميرزا بحكومت آنجا نائل آمد و قضايائى پيش آمد كه منجر به طغيان عبد الرضا خان باشد .